آرشیو مولودی، مداحی و مرثیه
-
0
شعر وفات حضرت معصومه (س) – هر وقت دلم هوایی
هر وقت دلم هواییقبر بی نشون میشه پر میزنه تو آسمونتا مدینه روون میشه میام به سمت شهر قمزیارت مرقد تو میگرده کفتر دلمبه دور اون گنبد تو از وقتی […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – شـاه شـوم، مـاه شـوم، زر شوم
شـاه شـوم، مـاه شـوم، زر شومدر حـرمـت بـاز کـبوتر شـوم اى مـلک الـحاج! کـجا مىروى؟پشـت بـه این قبله چرا مىروى؟ سـعى در ایـن مروه صفا مىدهدخـاک بـهشت اسـت، شفا مىدهد […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – دسـت هـر بـنده بـه دامـن مـولا بـرسـد
دسـت هـر بـنده بـه دامـن مـولا بـرسـددرد بـی درمانش امـروز بـه مـداوا بـرسد امـروز از پـرده دل ایـن هـمه فـریاد می کنمتـا مـگر رضـا بـه فـریاد دل مـا بـرسد امروز […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – از درد کهنه ای که مداوا نمیشود
از درد کهنه ای که مداوا نمیشودیا میشود گلایه کنم یا نمیشود اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیحلطفت نگو که شامل ماها نمیشود ای من فدای پنجره فولاد چشمهاتاز […] -
0
مولودی – ولادت امام رضا (ع) – اگه یه گوشه چشمی هم به من کنی تو
مولودی مناسبت: ولادت امام رضا علیه السلام مداح: محمد رضا طاهری عنوان: اگه یه گوشه چشمی هم به من کنی تو آقای خوبم مگه چی میشه دل من همیشه به […] -
0
مولودی – ولادت امام رضا (ع) – آنان که عاشقن به دنبال دلبرن
مولودی مناسبت: ولادت امام رضا علیه السلام مداح: محمود کریمی عنوان: آنان که عاشقن به دنبال دلبرن آنان که عاشقن به دنبال دلبرن هر جا که میرون تعلق نمیبرن از […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – اون کسی که منو اینجا کشیده، امام رضاست
اون کسی که منو اینجا کشیده، امام رضاستمنو با عشق حسینش خریده، امام رضاست اون کسی که زائرا، تا که می رن به پابوسشمی خره تمومشون رو ندیده، امام رضاست -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – یم توحید! گوهر آوردی
یم توحید! گوهر آوردیشجر نور! نوبر آوردی مه ذیقعده! چشم ما روشنکه ز خورشید بهتر آوردی !نجمه ای مادر امام رضاتو علی یا پیمبر آوردی پسری بهتر از همه پدرانبهر […] -
0
شعر وفات حضرت معصومه (س) – الا ای مه که جلوت می دهی خورشید انور را
الا ای مه که جلوت می دهی خورشید انور رابه نور جلوه خود می پرانی چشم اختر را الا ای دختر موسی که عیسی زنده می سازیدخیلم گوشه چشمی بنده […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – شهر مدینه عطر بهاران گرفته بود
شهر مدینه عطر بهاران گرفته بودابرصفا و عاطفه باران گرفته بود با یک نسیم نرم و بهشتی گلی شکفتبلبل به شاخسار نشست وبه غنچه گفت آمد شهی که شافع روز […]