آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – امشب گردد مرغ دلم دور رخسار رضا
امشب گردد مرغ دلم دور رخسار رضاچشم موسی ابن جعفر است محو دیدار رضا مرآت حسن احمدی مولا مولا خوش آمدییابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا خوش آمدی شمس هدایت […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – روی این گنبد طلا و قشنگ
روی این گنبد طلا و قشنگخانه ای دارم از شکوفه و نور خانه پاک و روشنی دارمزیر باران دانه های بلور زیر این گنبد طلایی هستصحن مردی که ضامن آهوست […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – سکوت و سردی شب ناتمام، همسایه
سکوت و سردی شب ناتمام، همسایه!و چاره چیست؟ دوباره سلام، همسایه! خدا کند که بماند صفای سایه توهمیشه بر سرمان مستدام همسایه چه کرده ای که چنین بال می زنم […] -
0
شعر وفات حضرت معصومه (س) – منم به رسم عاشقی همیشه سائل کرم
منم به رسم عاشقی همیشه سائل کرمبا پای دل می رم به قم برا زیارت حرم ای ، دلبند حیدر معنای کوثرنور دو چشم موسی بن جعفر دلم می خواد […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – دوباره آمده ام تا غزل ترانه کنم
دوباره آمده ام تا غزل ترانه کنمشبانه گریه ی جانسوزعاشقانه کنم بر آستان تو روی نیازمن برخاککه آبرو طلب از خاک آستانه کنم شبی شبیه کبوتر شبیه یک گنجشکچه می […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – زگردون تیره ابری , تند گردی بر شد از دریا
زگردون تیره ابری , تند گردی بر شد از دریاجواهر خیز وگوهر بیز وگوهر ریز و گوهر زا هـژبر بیشه امکان نهنگ لجّـه ایمـانولیّ ایـزد منّـا ن علی عـا لی […] -
0
اشعار در مدح امام رضا وقت زیارت
رقص قشنگ نورامشب چه دیدنی استآواز شاد بادامشب شنیدنی استعید است و عطر گلپیچیده در هوابوی خوش گلابپر کرده سینه راگلبوته های شمعروییده هر کجامی ریزد اشک شوقیک غنچه بی […] -
0
شعر شهادت امام رضا (ع) – به دیداررضا بیا ابن ا لرضا
به دیداررضا بیا ابن ا لرضاتماشائی شدم تماشاکن مرا بگوکجائی جوادمن ازمن جدائی جوادمنچـرا نیـائـی جـوادمن غریبم من غریب ـ غریبم من غریب* توکه درباغ دل گل یاسی مراازآن ترسم […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – توآمدی وبراین باغ آبرو دادی
توآمدی وبراین باغ آبرو دادیبهاربودی برباغ رنگ وبو دادی قدم به خاک نهادی تمام هستی رابه پاس مقدم خود قدر و آبرو دادی ظهورکردی و آفاق ازتو روشن شدبه چشم […] -
0
اشعار میلاد امام رضا (ع) – شهر مدینه عطر بهاران گرفته بود
شهر مدینه عطر بهاران گرفته بودابرصفا و عاطفه باران گرفته بود با یک نسیم نرم و بهشتی گلی شکفتبلبل به شاخسار نشست وبه غنچه گفت آمد شهی که شافع روز […]