حوادث، وقایع، هجرت

ورود حضرت رضاعلیه السلام به ارجان

منابع قدیم از عبور و یا توقف حضرت رضاعلیه السلام در ارجان ذکری نکرده اند و تنها از مسیر حرکت آن حضرت از اهواز به فارس سخن گفته اند . ولی منابع جغرافیایی و ( عیون اخبار الرضاعلیه السلام ، ۱۴۹/۲ و ۱۸۰؛ الارشاد ، ۲/صلی الله علیه واله – ۲۵۵؛ اثبات الوصیه ، ص ۲۰۴؛ اصول کافی ، ۴۰۲/۲ و علیه السلام ۴۰ . )
برخی منابع جدید از توقف حضرت علیه السلام سخن گفته اند . اعتماد السلطنه ، در مرآت ( زندگانی حضرت رضاعلیه السلام ، ص ۲۴۳؛ به نقل از مطلع الشمس؛ سیّد حجّت بلاغی ، تاریخ نایین ، ۲/صلی الله علیه واله – ۲۳۵ . )
البلدان ، از مسجدی در بقایای شهر قدیمی ارجان ، معروف به مسجد حضرت إمام رضاعلیه السلام نام می برد که هنگام عبور از این شهر ، حضرت در آن مسجد نماز گزارده است .
بهبهان ، شهر نوآبادی است که
تقریباً بیش از سیصد سال از عمر آن نمی گذرد . شهر قدیم این ناحیه که مسافت آن تا بهبهان ، زیاده از یک فرسخ نیست ، ارجان نام داشت . یونانیها ، ارجان را اکران می گفتند . اسکندر وقتی از خوزستان به سمت فارس می رفت از اکران عبور کرد . مسجدی در خرابه های ارجان وجود دارد و معروف است که حضرت علیّ بن موسی الرضاعلیه السلام در این مسجد نماز گزارده است .
( مرآت البلدان ، ۸/۱صلی الله علیه واله ۳ . )
صاحب مطلع الشمس نیز ضمن برشمردن مسیر حرکت إمام علیّ بن موسی الرضاعلیه السلام به وجود این مسجد در زمان خود اشاره می کند و می گوید : حضرت رضاعلیه السلام را از مدینه به بصره و از آن جا به اهواز و عربستان عبور دادند . آن وقت شهر ارگان ( ارجان ) آباد بود و حاکم نشین اهواز شمرده می شد و آثار مسجدی که به حضرت رض
درباره ارجان ( بهبهان )
ارجان ( ارگان ) شهری است با سابقه تاریخی که بنابر گفته اصطخری در مسالک الممالک و یاقوت حموی در معجم البلدان در زمان سلطنت جاماسب هنگامی که او در جنگ با روم پیروز شد و شهر « میافارقین » و « آمد » را تسخیر کرد ، این شهر را برای فرزند قباد که ارجان نام داشت بنا کرد و سپس مناطق وسیعی را به آن منضم ساخت .
( مسالک الممالک ، ص ۲۲۵؛ مرآت البلدان ، ۳۲/۱؛ شیرازنامه ، ص ۳۱ . )
ارجان در سال صلی الله علیه واله
۱ ه’ ق توسط أبی العاص و أبو موسی اشعری فتح شد .
(
شیرازنامه ، ص ۲۴ . )
از این شهر در قرن چهارم به عنوان شهری بزرگ یاد شده که شش دروازه داشته و مشهور به دروازه های اهواز ، ریشهر ، شیراز ، رصافه ، میدان وکیّالین ( کیل کنندگان ) بوده است .
( جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ص ۲۹۰ . )
حمد اللّه مستوفی در قرن هشتم این شهر را ویران توصیف کرده ، زیرا در این سالها ملاحده ( اسماعیلیان ) بر این شهر استیلا داشتند و مکرراً آن را مورد غارت قرار می دادند .
( نزهه القلوب ، ص علیه السلام علیه السلام ۱ . )
جغرافی نویسان قدیم ، از این شهر به نام « ارجان » یاد کرده اند . ولی اوّلین بار ، شرف الدین علی یزدی در سال ۹۵علیه السلام ه’ ق این شهر را بهبهان نام نهاد و از آن تاریخ به همین نام مشهور شد .
( شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه ، ۱/علیه السلام ۴۱؛ جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ص ۲۹۱ . )
اعتماد السلطنه ، در مرآت البلدان علت تغییر نام ارجان به بهبهان را چنین شرح می دهد : در موضع حالیه بهبهان ، سابق چند چادرنشین بودند که از ارجان به جهت زراعت می آمده اند ، بعد از آن که بعضی از اعراب کوفه که معروف به رئیس فلان و رئیس بهبهان بودند به حکم امیر تمیور از کوفه کوچ کرده به ارجان آمدند که سیاه چادر را « بهان
» می نامیده اند این طایفه گفتند ما در این محل « خانه » به از « بهان » می سازیم ( بهتر از سیاه چادر می سازیم ) لهذا آبادی موسوم به « به از بهان » گردید و از کثرت استعمال ، بهبهان شد .
( مرآت البلدان ، ۸/۱صلی الله علیه واله ۳؛ فارسنامه ناصری ، ۴/۲علیه السلام ۱۴ . )
یاقوت می نویسد : ارجان را فارسیان « ارقان » ( ارغان ) تلفظ می کنند . صاحب ( مرآت البلدان ، ۳۱/۱؛ شیرازنامه ، ص ۳۱ . )
فارسنامه ناصری می نویسد : کوره قباد که پایتخت آن ارگاه بوده ، اعراب آن را ارجان گفتند . ابن بلخی در فارسنامه خود ، از ناحیه ای به نام ارجان و « ارجمان » نام ( فارسنامه ناصری ، ۹۰۰/۲؛ شیرازنامه ، ص ۳۲؛ صوره الأرض ، ص ۳۲ . )
می برد که آن ناحیه در نزدیکی سرمق است و این منطقه را نباید با ارجان اشتباه گرفت .
( ابن بلخی ، فارسنامه ، ص ۱۲۴ . )
ناصر خسرو که در مسیر سفرش به ارجان آمده از این شهر دیدن کرده و چند روزی در این شهر مانده است .

( ناصر خسرو ، سفرنامه ، ص ۵صلی الله علیه واله ۱ . )
شهر ارجان قدیم در حوالی بهبهان کنونی واقع بوده است . فرصت الدّوله در آثار العجم ، فاصله بهبهان تا ارجان را در سمت شرقی ( بهبهان ) یک فرسنگ و ( آثار العجم ، ص ۴۱۰ . )
فارسنامه ناصری ، به مسافت
نیم فرسنگ در سمت جنوبی آن ذکر می کند . ( فارسنامه ناصری ، ۹۰۰/۲ . )
لسترنج از بهبهان در فاصله چند میلی پایین تر از ارجان در کنار رودخانه طاب نام می برد . وی می نویسد : در قرن چهارم ارجان شهری بزرگ بود . مسجدی خوب ( جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ص ۲۹۱ . )
( احتمالاً مسجد إمام رضاعلیه السلام ) و بازارهای معمور داشت ، نزدیک شهر دو پل سنگی معروف ، بر روی رودخانه طاب ، ساخته شده بود که از روی آن پلها به خوزستان می رفتند و هنوز آثار آنها باقی است . بنای یکی از آن دو پل را منسوب به دیلمی پزشک حجّاج بن یوسف حاکم عراق در زمان امویان دانسته اند و اصطخری درباره آن پل گوید : یک طاق دارد که عرض آن هشتاد گام و بلندی آن چنان است که مردی شترسوار با بیرقی در دست می تواند آزادانه از زیر آن عبور کند ، این پل که « پول ثکان » نامیده می شد به فاصله یک تیر پرتاب از شهر ارجان در سر راه سنبل واقع بود . پل دوم بیش از سه هزار ذراع طول داشت و از بناهای زمان ساسانیان بود و پل خسروی « قنطره الکسرویه » نامیده می شد و سر راه قریه دهلیزان قرار داشت .
( صوره الأرض ، ص ۴۴ ، ۵ – ۵۴ ، ۴صلی الله علیه واله ؛ جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ص ۱۹۰ و ۱۹۱ . )
بهبهان در زمان قدیم شاهراه ارتباط خوزستان و
فارس بوده و از نواحی فارس به شمار می آمده است ولی اکنون جزء خوزستان است .
( شیرازنامه ، ص ۲۳ . )
( اقلیم پارس ، ص ۱۴۰ . )
از ارجان راهی موسوم به « راه شاهی » ، از تخت جمشید به سمت شوش می رفته است . ابن حوقل نیز به راه خوزستان تا بصره اشاره می کند و می گوید اولین منزل ( ایرانشهر ، ۲/صلی الله علیه واله – ۱۴۵۵؛ اطلس تاریخی ایران ، نقشه شماره علیه السلام . )
آن از ارجان « آسَک » بوده است . اعتماد السلطنه و فرصت الدوله آسک را از ( صوره الأرض ، ص ۳۰ . )
نواحی اهواز و میانه راه ارجان و رامهرمز برمی شمرند و فاصله آن را تا ارجان دو منزل ( دو روز ) ذکر می کنند .
( آثار العجم ، ص ۴۰۱؛ مرآت البلدان ، ۱۵/۱ . )
مسیر کنونی اهواز به شیراز
از اهواز به « کریمت » نوزده کیلومتر و از آن جا به کوپال ، سی و دو کیلومتر است . از کوپال دو راه وجود دارد که هر دو راه از طریق جاده اسفالته به رامهرمز می رسند . در حدود بیست و هفت کیلومتری کوپال به سمت هفتگل یک راه شنی است که از « یعار » به « مربچه » و از آن جا به رامهرمز منتهی می شود ، ولی راه مستقیم کوپال به رامهرمز طولانی تر است و قریب هفتاد کیلومتر است . از رامهرمز به بهبهان ، چند راه خاکی و اسفالته وجود دارد که راه متداول آن
از « دوکوهک » به فاصله هشت کیلومتر ، « رستم آباد » پنج کیلومتر ، « سلطان آباد » شانزده کیلومتر ، « کهله » چهارده کیلومتر ، « ارمش » شش کیلومتر و از آن جا به « جایزان » نه کیلومتر است . در مسیر راه سلطان آباد که مسیری قدیمی است و جاده ای شنی دارد ، راه جاده شنی و اسفالته به هم می پیوندد و تا حوإلی بهبهان ادامه می یابد . در جایزان به سمت « جولکی » راه اسفالته به دو راه منتهی می شود و از آن جا راهی است به سمت « آغاجاری » و ادامه راه به « بهبهان » ختم می شود . از جولکی راه ادامه می یابد و به حوإلی « بید بلند » می رسد که مسیر راه حدود دوازده کیلومتر است . سپس از آن جا به منطقه ای در انشعاب رود مارون منتهی می شود که به « کره سیاه » مشهور است . رود مارون از حوإلی رامهرمز و از سلطان آباد تقریباً به موازات جاده در فاصله چند کیلومتری امتداد می یابد و به کره سیاه منشعب می شود و شعبه ای از آن کنار رود خیرآباد که در قدیم به رود طاب مشهور بوده به سوی بهبهان راه می پیماید . در ادامه راه از کره سیاه به سمت بهبهان از یک دو راهی گذشته و به فاصله ده کیلومتر به جاده بهبهان – آغاجاری می پیوندد که تا بهبهان ، شش کیلومتر فاصله دارد . در فاصله نوزده کیلومتری بهبهان خیرآباد قرار دارد و
رودی نیز به همین نام از آن جا می گذرد ، این رود از سمت جنوب به سوی سردشت می رود و در حوالی سردشت رود دیگری به نام آب رزک به آن می پیوندد و هر دو رود به رود بزرگتری که زهره نام دارد می ریزند و این رود ، به هندیجان می پیوندد و از طریق هندیجان به خلیج فارس می رسد .
از خیرآباد به سمت « لیشتر » بیست و دو کیلومتر راه است و از آن جا به « خان عوضی » می رویم با مسافت پانزده کیلومتر و از آن جا تا « دوگنبدان » ( گچساران ) هیجده کیلومتر است . از دو گنبدان تا « امامزاده جعفر » هیجده کیلومتر و سپس تا « اللّه اکبر » نه کیلومتر و از آن جا تا « خان أحمد » نه کیلومتر و سپس تا « کته » ده کیلومتر فاصله دارد ( باشت در پنج کیلومتری کته است ) . مسیر ادامه می یابد به مسافت چهارده کیلومتر تا « کوپا » و از آن جا نه کیلومتر تا « دِه نو » و از آن جا دوازده کیلومتر که بپیماییم به یک دو راهی می رسیم که یک راه به سمت جنوب و دیگری به سمت شمال امتداد می یابد ، راه أوّل به « فهلیان » و از آن جا به « نورآباد » و راه دیگر از « آبشار » و « مورگا » به « یاسوج » می رود که انتهای این دو راه در نهایت به شیراز منتهی می گردد . امروزه
اگر کسی بخواهد از اهواز در مسیر یاسوج به شیراز برود این راه را انتخاب می کند ، اما امروزه راه دیگری متداولتر است و آن راهِ « نورآباد » ( ممسنی ) از « چنار شاهیجان » به « دشت ارژن » و از آن جا به شیراز می روند .
( آثار العجم ، ص ۴۴۵؛ شبهای پیشاور ، ص ۱۱۵؛ فارسنامه ناصری ، ص ۱۵۴؛ آثار الاحمدیه ، ص ۱۰ – ۸؛ بحار الأنوار ، ۱۱/صلی الله علیه واله علیه السلام ۲؛ جامع الانساب ، ص علیه السلام علیه السلام ؛ رجال الکشّی ، ص ۲۹۴؛ منظومه نخبه المقال ، ص ۱۴؛ تحلیلی از زندگانی إمام کاظم علیه السلام ، ۵/۲ – ۲علیه السلام ۴؛ روضاه الجنات فی احوال العلماء والسادات ، ۰/۱صلی الله علیه واله و ۹۲صلی الله علیه واله ؛ الکنی و الالقاب ، ۳۲۲/۲؛ شدّ الازار فی حطّ الاوزار عن زوّار المزار ، ص ۲۸۹ . )
از دوراهی اخیر ، یک جاده خاکی قدیمی وجود دارد که نسبت به راه یاسوج به شیراز ، میان بر محسوب می شود . این راه از مسیری به فاصله ۵ کیلومتر ، تا فهلیان به مسافت هفت کیلومتر از دوراهی فاصله دارد ، و از ابتدای « فهلیان » مسیر جاده فوق در امتداد « رودشور » آغاز می شود و از آن جا به سمت « زیررود » و « سرنجلک » که یک چهارراهی است و منتهی به « راشک » ، « ده گپ » و « سورن آباد » می شود مسیر راه از سورن آباد ادامه
می یابد . از آن جا دو راه یکی به سمت شمال و به « اردکان » و دیگری مستقیم به « مالکیدی » و از آن جا به جاده اسفالته می پیوندد ، از این جا راه در جاده اسفالته تا اردکان ( به سمت شمال ) بیست و شش کیلومتر فاصله دارد و ادامه راه از « دالین » به شیراز تا حوإلی « خلار » بیست کیلومتر و تا « گلستان » که در مسیر جاده اسفالته واقع شده سی و سه کیلومتر است و از گلستان تا ابتدای « جاده قلات » هشت و تا « گویم » دوازده کیلومتر است . از گویم راه به مسافت شش کیلومتر ادامه می یابد و به « بزین » می رسد و از آن جا تا شیراز حدود پنج کیلومتر فاصله است . اما اگر خواسته باشیم از مسیر دیگری ( جاده بوشهر ) که راه متداول امروز اهواز به شیراز است بگذریم ، باید از فهلیان بعد از سپری کردن ده کیلومتر به نورآباد ( ممسنی ) آمده و از آن جا به مسافت چهارده کیلومتر به سمت « سراب بهرام » و سپس به مسافت دوازده کیلومتر به « گلگون » و از آن جا به مسافت یازده کیلومتر به « چنار شاهیجان » بیاییم . این منطقه در مسیر یک سه راهی قرار دارد که در امتداد راهی که آمدیم به سمت جنوب به کازرون می رود و راه دیگر به شیراز منتهی می شود که از چنار شاهیجان به مسافت دوازده کیلومتر تا « تره دان » و هیجده
کیلومتر تا « دوان » فاصله دارد . میان این دو راه جاده شنی است که به « کوهمره » می رسد . دوان با فاصله تقریبی ۵ کیلومتر از تنگ معروف « أبو الحیات » فاصله دارد و از ن جا به مسافت سی و شش کیلومتر به دشت « ارژن » و از آن جا به مسافت هشت کیلومتر به « چهل چشمه » می رسیم و از آن جا به فاصله دوازده کیلومتر به « خانه زنیان » و سپس با طی کردن چهار کیلومتر به سمت « حسین آباد » و از آن جا به فاصله چهارده کیلومتر به « ده شیخ » می رسیم ، از ده شیخ تا « کشن » پنج کیلومتر و از آن جا تا شیراز حدود دو کیلومتر راه است .
( اطلس راههای ایران ، مؤسسه گیتاشناسی ، ص صلی الله علیه واله – ۳۴ . )
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *