از دیدگاه قرآن

قرآن و نقل و نقد سخنان دیگران

از آنجا که قرآن هدایتی برای مردم و تذکری برای بشر و ترساننده ای برای همگان است ، گفتار هر صنف از مردم را طرح می کند . سپس اگر سخن آنان حق باشد ، آن را گواهی می کند و اگر باطل باشد ، آن را به دو گروه برانگیخته از شهوت عملی و شبهه ی علمی قسمت می کند .
آنگاه شبهه ی علمی را به خوبی تحلیل و آن را رد می کند؛ به گونه ای که مجالی برای تردید نماند .
به همین نحو شبهه ی عملی را به زیباترین نحو تجزیه و تحلیل ، به بهترین شکل درمان می کند ، به گونه ای که جایی برای ابتلا به آن نماند؛ برای کسی که دارای قلب یا گوش شنوا یا اهل شهود باشد ، در غیر این صورت شبهه ای به شبهه ی او افزوده می شود؛ فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا . ( ۳۳۳ )
منظور آن است که قرآن با ذکر قیاس مغالطه آمیزی که متفکران بت پرستان به آن گرفتار هستند ، اشتباه آن را بیان ، به بهترین نحو آن را درمان کرده است . قیاس استثنایی دیگری است برای کسانی که شهوت عملی دارند؛ آنان که در سخن گویی بی بند و بارند و هر چه به زبانشان آید ، آن را می گویند . قرآن نیز سخن آنان را نقل و تحلیل و منشاء جاهلی آن را بیان می کند؛ و قال الذین کفروا للذین امنوالو کان خیرا ما سبقونا الیه و اذ لم یهتدوا به فسیقولون هذا افک قدیم . ( ۳۳۴ )
خلاصه ی کلامشان این است : کافران گمان می کنند که در امور خیر پیشی گرفته ، چیزی از خیر را از دست نداده اند و اگر خیری هست ، به آن دست یافته اند ، بدون آن که کسی بر آنان پیشی گیرد . پس اگر آنان چیزی را نپذیرفتند و به دنبال آن نرفتند ، به جهت نقص آن
است و خیری در آن نیست ؛ مانند ایمان به خدای یگانه و ره آوردهای پیامبران .
آنان بر این گمان باطل خود قیاسی استثنایی ساخته اند که هیچ دلیلی برای تلازم میان تقدم و تالی آن نیست ، مگر گمان باطل به آن که درست می گویند . صورت قیاس آنان چنین است : اگر در شرک نورزیدن خیری باشد ، کسی در وصول به آن خیر توان پیشی گرفتن به ما را ندارد ، در حالی که ما پیشی گیرندگان در دریافت خیرات هستیم . پس خیری در شرک نورزیدن نیست .
قرآن عدم تلازم مقدم و تالی را این گونه بیان می کند : منشاء این گمان جاهلی هدایت نیافتن به راه مستقیمی است که خداوند به آن هدایت کرده ، نیز راه یافتن به خیری است که به آن فرا خوانده است ؛ اءفمن اءسس بنیانه علی تقوی من الله و رضوان خیر اءم من اءسس بنیانه علی شفا جرف فانهار به فی نار جهنم و الله لا یهدی القوم الظالمین . ( ۳۳۵ )
از این جهت خداوند سبحان می فرماید : این سخنشان که ایمان خیر نیست ، بلکه دسیسه و باطل و افترایی است کهن که تاریخ آن را ضبط کرده ، دروغی قدیمی و بر آمده از آن است که خیر و دروغ ، خیر و شر و امثال این امور را تشخیص نمی دهند و به زودی در مباحث آینده مبادی قیاس جاهلی را که به گونه ای با دلیل آن ها مربوط می شود ، متذکر خواهیم شد .
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *