از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام رضا (ع) – مشهد به دامن مدینـه دارد

مشهد به دامن مدینـه دارد
جـان نبـی را به سینه دارد

فـوج مـلک را نـور امیّـدی در این جاست
از چارده خورشید، خورشیدی در این جاست

مشهـد بهشـتِ گل‌های عشق است
جاری در این خاک دریـای عشق است

آن گل رضای عترت است اما غریب است
نامـوس قـرآن است و در دنیا غریب است

بـر غـربت او دنیـا بگریـد
حیـدر بنـالد زهـرا بگریـد

تاریخ عصمت شاهد معصومی اوست
عالـم پریشان از غم مظلومی اوست

نوش جهانتاب از قهـر گردید
با مثل مأمون هم عهد گردید

با خونِ دل، با داغِ جان، عمرش سرآمد
آخـر هـم از زهـر ستـم جانـش برآمد

او را ز یثـرب آواره کـردند
وز غم دلش را صد پاره کردند

از زهر سوزان گر که شد قطع حیاتش
آن زهـر داد از پنج? مأمون نجاتش

امـروز دل‌هـا از غـم شکسته
قلب جوادش در خون نشسته

آید از طوس و آورد خون جگر را
نـور امـامت دارد و داغ پـدر را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *