از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام رضا (ع) – آسمان مدینه در سینه

آسمان مدینه در سینه
کوهی از بغض و ناله ها دارد

چون شنیده امام آینه ها
قصد ترک مدینه را دارد

کوچه های مدینه می دیدند
لحظه ی تلخِ رفتنِ او را

صحنه ی التماس کاسه ی آب
لرزش دست حضرت زهرا

به زنان قبیله اش فرمود:
مرهمی بهر زخم هجران نیست

من به این شهر بر نمی گردم
احتیاجی به آب و قرآن نیست!

توشه راهم به روح پیغمبر
صلوات و سلام هدیه کنید

چند روزی برای غربت من
ای زنان مدینه گریه کنید

بین ایتام با رعایت عدل
همه ی ثروتم شود قسمت

خانه ی ساده و محقر من
تا ابد وقف روضه و هئیت

طبق معمول هرشب جمعه
مجلس روضه باز پابرجاست

همه شرکت کنید ای مردم
بانی روضه مادرم زهراست

خوب بر آخرین وصیت من
گوش جان؛ ای قبیله بسپارید

بر مزار غریب اجدادم
در بقیع شمع و لاله بگذارید

این سفارش همیشه اشکم را
می برد در خروش و جز و مد

بر سر قبر مادر عباس
حرف مشک و عطش نباید زد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *