از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار میلاد امام رضا (ع) – سلطان و علمدار محبت

سلطان و علمدار محبت
تندیس سخاوت

من سائل بی چیزم
او ماه کرامت

با یک نگه از اول
دل برده به غارت

رضا شاه ولایت – بده اذن زیارت
خاک پاشم – تا دنیا دنیاس

مست نگاشم – تا دنیا دنیاس
دل زندونی

میره مهمونی
جایی که حرم امن آقاشه

چه آقایی که سینه مبتلاشه
میخواد دلم فداشه

برای آقایی که هرچی دارم ز سر هدیه هاشه
هزار تا عصای موسی تو دست خادماشه

تا چشم کار میکنه حکومت مهر و وفاشه
چشای ملائک قندیلای لوسترای صحن و سراشه

دل خسته متولد ایوون طلاشه
هزار حاجت و خواهش – هزار ذکر نیایش

هزار شعر ستایش – روی بال و پر کبوتراشه
حرارت دلم ز پرتو گنبد طلاشه

سلطان و …
گنبد مثه خورشیدی می تابه

غرق التهابه
یک لحظه جدایی از

این حرم عذابه
اشک زائراش مثل

یک چشمه ی آبه
دلم در تب و تابه – تو صحن انقلابه

خاک پاشم تا دنیا دنیاس
مست نگاشم تا دنیا دنیاس

دل دیوونه
داره می خونه

زمانی که دلم ستاره ریز و بی قراره
تو راه چشم انتظاره

آره این صدای سوت قطاره
رسیده ایستگاه مشهد عشق

که اینجا وادی سلطنت حضرت یاره
کمی که می کنم من استراحت-میشه وقت زیارت

پس از غسل و وضو و عطرو ذکرم
لباسای اتو کرده و نو میشه مهیا

برای دیدن بضعه ی طاها-با این چشای دریا
هزار حول و ولا دارم برا دیدن آقا

ولی وقتی چشمام گنبد آقامو می بینه
بازم آروم می گیره- می خواد براش بمیره

من خسته ی زائر-شدم معتقد اینکه، امامم حی و حاضر
داره میشنوه حرفای دل مرغ مهاجر

منی که زائر عزیز زهرای بتولم -به حال خوندن اذن دخولم
باذن الله باذن رسول الله و باذن ملائک

سلطان و …
عمریه که مست یک نگاشم

اسیر و مبتلاشم
من حاجی احرام

اون صحن و سراشم
عمریه که مانوس

چشم کفتراشم
دم ایوون طلاشم

میخوام براش فدا شم
خاک پاشم تا دنیا دنیاس
مست نگاشم تا دنیا دنیاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *