از دیدگاه شعرا

اشعار در مدح امام رضا بارش مهر

خسته ، افتاده ز پا ، آمده زانو می زد مشکلی داشت به آقای خودش رو می زد
می چکید از سر و رویش عرق شرم به خاک مشت ها واشده و پنجه به گیسو می زد
دامنی داشت پر از خاطره تیره و تلخ دست در دامن آن ضامن آهو می زد
همنوا با در و دیوار در آن عصمت محض ناله یا علی و ضجه یاهو می زد
نم نمک بارشی
از مهر به جانش می ریخت کفتری بر سر ذوق آمده قوقو می زد
پاک می شد دلش از غصه ناپاکی ها خادمی داشت در این فاصله جارو می زد
فرصتی بود و درنگی و بجا مانده هنوز شعله ای شعر که در آینه سوسو می زد
علیرضا کاشی پور محمدی
باغ رضوان
باغ رضوانست این جا ، یا خراسانست این جا
هیچ مشکل نیست در ره ، کار آسان است این جا
کعبه است این یا خراسان ، یا بهشت عدن و رضوان
هست نعمت ، نیست نقمت ، روح و ریحان است این جا
بحربی پایان رحمت ، موج در موج است اینک
ذات حق اندر تجلّی ، عرش رحمان است این جا
آمده فوج ملایک از برای خاشه روبی
کز ملک والاتر آمد ، آنک دربان است این جا
مشهد فرزند موسی آن خداوند دل و دین
واله از انوار ذاتش پور عمران است این جا
فرّ باطن ظاهر این جا ، ظاهری بس قاهر این جا
اول این جا ، آخر این جا ، نور یزدان است این جا
من ندانم چیست این جا ، خفته گویی کیست این جا ؟
در خرد هرگز نگنجد آنچه پنهانست این جا
نیست ریب ، نیست شبهت ، چشم دل بگشا و بنگر
کآیتی محکم ز آیتهای قرآن است این جا
معنی فرقان صورت ، صورت قرآن معنی
شرح قرآن است این جا ، جمع فرقان است این جا
مبدأ تکوین عالم ، غایت ایجاد أعیان
مظهر اجلای ذات حیّ سبحان است این جا
پای در راه طلب نه ، وز خود اندر خود سفر
کن
گرت درگاهیست مرکب۱ ، وقت جولان است این جا
ما و من بگذار و خاک راه شو ، کز فرط عزّت
خواجه ابلیس از انا گفتن پشیمان است این جا
شو مجّرد ، خرقه دَرکش ، بت پرستیدن رها کن
سالکانه پای درنه ، قطب ایمان است این جا
مرد شو ، ثابت قدم شو ، در وفا صاحب علم شو
شیر یزدان است این جا ، شاه مردان است این جا
گر تن بیمار داری ور دل رنجور ، پیش آ
درد دنیا را و دین را جمله درمان است این جا
بهر مهمانان امام ذوالکرم گسترده خوانی
سبع الوان بهشتی چیده برخوان است این جا
رزق معلومت چه باید ، رزق نامعلوم می خور
می خورد قوت سماری آن که مهمان است این جا
دربهای عشق سلطان می دهد سَغراق۲ وحدت
وانکه اصل از عشق دارد ، مست سلطان است این جا
روی در وجه الله آور و آنچه می خواهی طلب کن
کز پی دریوزه آید ، گر سلیمان است این جا
هوش دار ، ای دل ، که این شه هول می راند سیاست
آن چنان کان روح قدسی هم هراسان است این جا
اینت۳ می دانی که در وی بس تنا کافتاده بی سر
تا در اندازد سر آن کو مرد میدان است انیجا
نیستم۴ در خور نثاری تا بر افشانم به راهش
زان که بس قیمت نیارد گر دل و جان است این جا
این قدر دانم که در دل آتشی دارم ز عشقش
و اندر آتش بلبل طبعم غزل خوان است این جا
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *