احادیث و سخنان

عیون اخبار الرضا – باب ۲۴ سخنان حضرت رضا در مورد مرد شامی و سؤالات او از امیر المؤمنین در مسجد کوفه

(۱) ۱- احمد بن عامر طائی «۱» گوید: علی بن موسی الرّضا علیهما السّلام از قول پدرانشان از حسین بن علیّ نقل نمود که علیّ بن ابی طالب علیه السّلام در مسجد
______________________________
(۱)- احمد بن عامر طائی، و پسرش عبد اللَّه که این حدیث را از پدرش نقل نموده، توثیق نشدهاند، احمد بن عامر دارای نسخهای بوده است که روایات مربوط به حضرت رضا علیه السّلام را در آن گرد میآورده که البتّه این نسخه نیز متواتر نیست. احمد بن عامر در اوائل عمر در بغداد میزیسته و سپس در سامرا و اینکه در کجا به خدمت حضرت رسیده است معلوم نیست. و دو راوی دیگر این خبر یعنی ابو الحسن محمّد بن عمرو و ابو عبد اللَّه بن جبله غیر امامی هستند، و امام را بحسب مذهبشان معصوم نمیدانند. نکته دیگر اینکه در بیان سند از روش عامّه تبعیّت شده است، زیرا رسم اصحاب ما نیست که در سند احادیثی که ائمّه از پدرانشان نقل کردهاند لفظ «حدّثنا» بگویند، به عبارت دیگر ائمّه علیهم السّلام در هنگام روایت از پدرانشان، لفظ «حدّثنا» را بکار نمیبرند، چون «حدّثنا» مربوط است به جلسه درس و بحث و استاد و شاگرد و ساختگی بودن خبر برای کسانی که اهلیّت داشته باشند بیتردید است، و مراد از اهل بودن، شناختن اولیاء حق و ائمّه اطهار علیهم السّلام است، نه مسأله دانستن فقط. و نیز لازم نیست حدیث ساختگی همهاش نادرست باشد همین که پارهای از آن مخالف حقّ بود کفایت میکند. (غ)
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۹۷
جامع کوفه بود که مردی از اهل شام برخاست و گفت: سؤالاتی دارم، حضرت فرمود: برای فهمیدن سؤال کن نه برای اذیّت کردن و به زحمت انداختن! مردم همه خیره خیره نگاه میکردند.
مرد شامی گفت: اوّلین چیزی که خداوند خلق کرد، چه بود؟ حضرت فرمود: نور را خلق کرد، مرد پرسید: آسمانها از چه چیز آفریده شدهاند؟
حضرت فرمود: از بخار آب، مرد پرسید: زمین از چه خلق شده است؟
حضرت فرمود: از کف روی آب، مرد پرسید: کوهها از چه آفریده شدهاند؟
حضرت فرمود: از امواج، مرد پرسید: چرا مکّه را امّ القری (مادر آبادیها)
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۹۸
نامیدهاند؟ حضرت فرمود: زیرا زمین از زیر آن گسترده شده است.
(۱) مرد از آسمان دنیا پرسید که از چیست؟ حضرت فرمود: از یک موج بازداشته شده، آن مرد از طول و عرض ماه و خورشید سؤال کرد، حضرت فرمود: نهصد فرسخ «۱» در نهصد فرسخ، و از طول و عرض ستاره سؤال کرد، حضرت فرمود: دوازده فرسخ در همان مقدار، و از رنگ و اسمهای آسمانهای هفتگانه سؤال کرد، حضرت فرمود: نام پائینترین آسمان «رفیع» است که از آب و دود میباشد، نام آسمان دوم، «فیدوم» است و به رنگ مس میباشد.
آسمان سوم نامش «ماروم» است و به رنگ برنج میباشد، آسمان چهارم نامش «ارفلون» و به رنگ نقره است.
و آسمان پنجم نامش «هیعون» و به رنگ طلا است، و آسمان ششم اسمش «عروس» و خود یک یاقوت سبز است، و آسمان هفتم به نام «عجماء» بوده و
______________________________
(۱)- فرسخ در لسان عرب بمعنی دائم و لا ینقطع، و در لسان فارسی است که به معنی مسافت استعمال میگردد نه در عربی! و تکلّم امیر- علیه السّلام- با مرد شامی عربی بوده و چرا بفارسی جواب را گفته خدا داند و این امر و شبیه آن دلیل بر سستی خبر بلکه تقوّل بر معصومین- علیهم السّلام- میباشد.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۹۹
یک مروارید سفید است.
(۱) آن مرد از گاو پرسید که چرا چشمش را پایین انداخته، سر به آسمان بلند نمیکند، حضرت فرمود: به خاطر خجالت و شرمندگی از خداوند عزّ و جلّ، آنگاه که قوم موسی گوساله را پرستیدند، سرش را بزیر انداخت.
و نیز آن مرد، نام کسیرا که دو خواهر را همزمان در عقد خود داشت سؤال کرد، فرمود: یعقوب بن اسحاق که حبار و راحیل را همزمان در حباله نکاح خود داشت و بعدا این کار تحریم شد و خداوند این آیه را نازل فرمود: «…..
وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ» (و نیز بر شما حرام است که دو خواهر را همزمان در عقد خود داشته باشید- نساء: ۲۳) و نیز در باره جزر و مدّ سؤال کرد، حضرت فرمود: فرشتهای است به نام رومان که بر دریاها گمارده شده، هر وقت پاهایش را در دریا بگذارد، پر و لبریز میشود و هر زمان که پاهایش را در آورد آب پایین میرود، و نیز از نام پدر جنّ سؤال کرد، حضرت فرمود: شومان، و او همان است که از شعله آتش آفریده شده است، آن مرد سؤال کرد: آیا خداوند عزّ و جلّ پیامبری بسوی جنّ مبعوث نموده است؟ حضرت فرمود: بله،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۰
پیامبری بسوی آنان فرستاد به نام یوسف که آنان را به سوی خداوند فرا خواند، ولی آنان او را کشتند. (۱) مرد شامی در باره اسم ابلیس، آن زمان که در آسمان بود سؤال کرد، حضرت فرمود: نامش حارث بود، مرد پرسید: چرا آدم، آدم نامیده شد؟ حضرت فرمود: چون از آدیم «۱» (پهنه) زمین آفریده شده است، شامی پرسید: چرا ارث مرد دو برابر ارث زن است؟ حضرت فرمود: به خاطر آن خوشه گندم که سه دانه گندم در آن بود، حوّا یک دانه آن را خورد و دو دانه دیگر را به آدم داد، و لذا مرد دو برابر زن ارث میبرد «۲».
مرد شامی پرسید: کدامیک از پیامبران را خداوند مختون خلق فرموده است؟ فرمود: خداوند عزّ و جلّ آدم را مختون آفرید و شیث مختون به دنیا آمد و نیز ادریس، نوح، سام بن نوح «۳»، ابراهیم، داود، سلیمان، لوط، اسماعیل، موسی و عیسی علیهم السّلام و نیز محمّد صلی اللَّه علیه و آله مختون متولّد شدند.
______________________________
(۱)- لازم به تذکّر است که لغت «آدم» عبری، و «آدیم» عربی میباشد.
(۲)- فیه ما لا یخفی إذ المعنی أن وزر آدم ضعف وزر زوجته و مع ذلک حظّه من المال ضعف ما لزوجته.
(۳)- پوشیده نیست که سام بن نوح از پیامبران نبود.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۱
(۱) مرد در باره مقدار عمر آدم علیه السّلام سؤال کرد، حضرت فرمود: نهصد و سی سال، و نیز در باره اوّلین کسی که شعر گفت سؤال نمود، حضرت فرمود: آدم، پرسید: شعرش چه بود؟ حضرت فرمود: وقتی از آسمان به زمین آورده شد و خاک و وسعت و هوای آن را دید و قابیل، هابیل را کشت، آدم گفت:
۱- [این] سرزمین (یا شهرها) و اهالی آن تغییر کرده، چهره زمین سیاه و زشت است.
۲- هر چیز که رنگ و طعمی داشته تغییر کرده، و شادابی آن چهره نمکین کم شده است.
۳- طول مدّت زندگی را بر خود غم و اندوه میبینم، آیا میشود از این زندگی راحت شوم؟ ۴- چرا اشک نریزم و حال آنکه هابیل در قبر است.
۵- قابیل برادرش هابیل را کشت، ای وای آن فرزند نمکین چهره از دستم رفت. (۲) ابلیس در جواب گفت:
۱- از این سرزمین (و یا شهرها) و ساکنین آن دور شو، چه اینکه توسّط
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۲
من، آن فضای وسیع بهشت، دیگر جایی برای تو نداشت.
۲- تو و همسرت در زمینی هموار میزیستید و قلبت از آزار دنیا در راحتی بود.
۳- ولی از مکر و حیله من دور نشدی تا آنکه آن بهای ارزنده از دستت رفت.
۴- و خدای بخشنده به جای بهشت برین به اهل زمین، درخت گز و خمط (گیاه تلخ) داد.
۵- پس اگر از خداوند جبّار، رحمتی بمن بارز نمیشد تو اکنون از بهشت این چنین بیبهره نبودی و اثری از آن در دست تو باقی میماند «۱».
و نیز آن مرد در باره گریه آدم به خاطر بهشت و مقدار اشک او سؤال نمود، حضرت فرمود: صد سال گریست و از چشم راستش همچون دجله و از چشم چپش همچون فرات اشک جاری شد، و پرسید: آدم چند بار حجّ بجا آورد؟
______________________________
(۱)- آیا آدم به زبان عربی تکلّم میکرد که به عربی شعر گفته و ابلیس هم عربی جواب داده است؟ آیا در آن زمان «بلاد» (سرزمین) دارای سکّانی بوده است که ابلیس گفته:
تنح عن البلاد و ساکنیها؟ (از [این] سرزمین و ساکنینش دور شو)، و همچنین در مورد بیت اوّل آدم نیز این اشکال هست، البتّه ممکن است گفته شود: مراد از «بلاد» بهشت است ولی بعید بنظر میرسد، زیرا بهشت که تغییر نکرده بود، بلکه زمین به خاطر این مصیبت در نظر آدم دگرگونه جلوه میکرد. (استاد غفّاری)
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۳
(۱) حضرت فرمود: هفتاد بار پیاده، و در اوّلین سفرش «صرد «۱»» به همراهش بود و مواضع آب را به او نشان میداد و به همراه او از بهشت بیرون آمده بود. آدم از خوردن «صرد» و «پرستو» منع شد، مرد شامی پرسید: چرا (پرستو) روی زمین راه نمیرود؟ حضرت فرمود: زیرا بر بیت المقدس «۲» نوحهسرائی نمود و چهل سال بر آن گریست و همیشه به همراه آدم میگریست و لذا در خانههایی سکنی گزید و نه (۹) آیه از آیات کتاب خداوند عزّ و جلّ که آدم در بهشت آنها را میخواند، به همراه داشت و تا قیامت نیز به همراه خواهد داشت، و آن آیات عبارتند از: سه آیه از اوّل سوره «کهف»، سه آیه از سوره «إسراء» که عبارتند از: «وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ» به بعد (یعنی آیات ۴۷/ ۴۶/ ۴۵ از سوره اسراء)، و سه آیه از سوره «یس» یعنی از آیه «وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا» (یعنی آیات ۱۱/ ۱۰/ ۹). مرد شامی از اوّلین کافر و ایجادکننده کفر سؤال کرد، حضرت فرمود: ابلیس ملعون، مرد پرسید: نام نوح چه بود؟ حضرت فرمود: نامش
______________________________
(۱)- در فارسی به آن «شیر گنجشک» که همان کرکس و یا نوعی باز شکاری کوچک است گویند.
(۲)- لازم به تذکر است که بیت المقدس در زمان حضرت داود علیه السّلام- یعنی صدها قرن پس از حضرت آدم علیه السّلام- ساخته شد.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۴
«سکن» بود، (۱) و به این خاطر نوح نامیده شد که ۹۵۰ سال بر قوم خود نوحه و ناله نمود، مرد از عرض و طول کشتی نوح سؤال کرد، حضرت فرمود: طولش ۸۰۰ ذراع «۱» و عرضش ۵۰۰ ذراع و ارتفاعش ۸۰ ذراع بود.
بالاخره آن مرد نشست و دیگری برخاست و گفت: یا امیر المؤمنین! اوّلین درخت غرس شده در زمین چه (نام داشت) بود؟ حضرت فرمود: عوسجه «۲»، که عصای موسی نیز از آن بود، مرد پرسید اوّلین درختی که در زمین روئید چه بود؟ فرمود: درخت کدو، پرسید: اوّلین کسی که از اهل آسمان، حجّ بجا آورد که بود؟ حضرت فرمود: جبرئیل، مرد از اوّلین قسمت زمین که زمان طوفان گسترده گردید سؤال نمود، حضرت فرمود: مکان کعبه که زبرجدی سبز بود، مرد در باره باکرامتترین درّه روی زمین سؤال نمود، فرمود: درّهای است به نام «سرندیب» که آدم علیه السّلام از آسمان به آنجا فرود آمد. آن شخص، از
______________________________
(۱)- ذراع مقیاس طول است که اندازهاش در مکانهای مختلف، گوناگون بوده و بین ۷۰ تا ۵۰ سانتیمتر میباشد. (ترجمه لاروس)
(۲)- در فارسی آن را «خار درخت» یا «سیاه درخت» گویند، در ترجمه لاروس آن را به معنی «تمشک» نیز دانسته است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۵
بدترین درّه روی زمین سؤال نمود، (۱) حضرت فرمود: درّهای است در یمن به نام برهوت که از درّههای جهنّم است.
آن مرد از زندانی که زندانی خود را با خود به همراه میبرد سؤال نمود، حضرت فرمود: آن ماهی که یونس بن متی را به همراه خود میبرد، و نیز از شش موجودی که از مادر متولّد نشدند سؤال نمود، حضرت فرمود آدم، حواء و گوسفند ابراهیم، عصای موسی، شتر صالح، خفّاشی که عیسی بن مریم علیهما السّلام آن را ساخت و باذن خدا به پرواز درآمد. مرد سؤال کرد چه موجودی است که نه از جنّ است و نه از انس و مورد تهمت و افتراء واقع شد؟ حضرت فرمود: گرگی که برادران یوسف بر او دروغ بستند، نیز سؤال کرد: آن چیست که نه از جن است، و نه از انس و خدا به او وحی نموده است؟ حضرت فرمود:
زنبور، که خدا به او وحی نموده است، پرسید: پاکترین مکان در روی زمین که نماز در آن جایز نیست؟ حضرت فرمود: بام کعبه «۱». مرد پرسید: کدام
______________________________
(۱)- کیفیّت نماز در بام کعبه در «کافی» و «من لا یحضره الفقیه» و نیز بعضی کتب فقهی مثل شرایع عنوان شده است، و شاید بعض اهل سنّت که راوی خبر از آنان است جایز نمیدانند (و این سؤال و جواب در کتاب بحار الانوار قید نشده است.)
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۶
قسمت است که مدّتی از روز آفتاب بر آن تابید و بعد از آن ابدا بر آنجا نخواهد تابید؟ (۱) حضرت فرمود: دریایی که خداوند برای موسی علیه السّلام آن را شکافت و خورشید بر قعر آن تابید و سپس آب آنجا را فرا گرفت و بعد از آن هرگز نور خورشید به آنجا نخواهد رسید، مرد در باره چیزی که در حال حیات، نوشید و در حال مرگ، خورد، پرسید، حضرت فرمود: آن، عصای موسی علیه السّلام بود.
آن مرد از نذیری که قوم خود را انذار کرد و هشدار داد ولی نه از جنّ بود و نه از انس سؤال کرد، حضرت فرمود: او مورچهای بود. آن مرد از اوّلین کسی که دستور ختنه کردن داد سؤال نمود، حضرت فرمود: ابراهیم علیه السّلام. و نیز از اوّلین زنی که مورد خفض «۱» واقع شد، سؤال نمود، حضرت فرمود: هاجر مادر اسماعیل که ساره او را خفض کرد تا قسم خود را اجرا کرده باشد، و نیز از اوّلین زنی که دامن خود را به زمین کشید سؤال کرد، حضرت فرمود: او هاجر بود که از ساره فرار کرد، و نیز از اوّلین مردی که لباس خود را به زمین کشید سؤال نمود، حضرت فرمود: قارون. سپس آن مرد از حضرت پرسید: اوّلین کسی که نعلین پوشید که بود؟ حضرت فرمود: ابراهیم علیه السّلام.
______________________________
(۱)- خفض در دختران مثل ختنه در پسران است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۷
(۱) مرد پرسید: کیست که نسبش از همه بهتر و اصیلتر است؟ حضرت فرمود: دوست خدا، یوسف «۱» بن یعقوب (اسرائیل اللَّه) بن اسحاق ذبیح اللَّه ابن ابراهیم خلیل اللَّه- صلوات اللَّه علیهم-. مرد پرسید: شش نفر از پیامبران دارای دو اسم میباشند، آنان کدامند؟ حضرت فرمود: یوشع بن نون «۲» که همان ذو الکفل است، و یعقوب که همان اسرائیل است، و خضر که نام دیگرش حلقیا است، و یونس که نام دیگرش ذو النون است، و عیسی که نام دیگرش مسیح است، و محمّد که احمد نیز نامیده میشود- صلی اللَّه علیه و آله- آن مرد در ادامه افزود: چیست که تنفّس میکند ولی گوشت و خون ندارد، حضرت فرمود: آن «صبح «۳»» است، مرد سؤال کرد: پنج نفر از پیامبران که به عربی سخن میگفتند کدامند؟ حضرت فرمود: هود، شعیب، صالح، اسماعیل و محمّد صلی اللَّه علیه و آله «۴» سپس نشست و دیگری برخاست و سعی کرد با سؤالهایش حضرت را به
______________________________
(۱)- تمام انبیائی که از اولاد ابراهیم علیه السّلام هستند نیز همین طور کریم النسب میباشند،
(۲)- یوشع بن نون وصیّ حضرت موسی علیه السّلام است و پیامبر نیست.
(۳)- در زبان عربی گفته میشود: «تنفس الصّبح» یعنی صبح بر دمید (روشن شد).
(۴)- حضرت آدم علیه السّلام هم که نیز به عربی شعر گفت!
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۸
زحمت بیندازد، او چنین گفت: (۱) در این آیات شریفه: «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ* وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ* وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ* لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ» (روزی که آدمی از برادرش، پدر و مادرش و زن و فرزندش میگریزد، در آن روز هر کسی را کاری است که او را به خود مشغول داشته و از دیگران غافل میکند- عبس: ۳۷- ۳۴) این افراد چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: قابیل از هابیل فرار میکند، و آنکه از مادرش میگریزد موسی است، و آن که از پدرش (یعنی سرپرستش نه پدر واقعیاش) فرار میکند ابراهیم است، و آنکه از همسرش میگریزد لوط است، و آنکه از پسرش میگریزد نوح است که از کنعان پسرش فرار میکند، آن مرد پرسید:
اوّل کسی که سکته سبب مرگش شد که بود؟ حضرت فرمود: داود علیه السّلام که در روز چهارشنبه بر منبرش فوت کرد. سؤال کرد: چهار چیز که از چهار چیز دیگر سیر نمیشوند کدامند؟ فرمود: زمین از باران، مادّه از نر، چشم از نگاه کردن و عالم از علم، پرسید: اوّلین کسی که نقش دینار و درهم را وضع کرد که بود؟
فرمود: نمرود بن کنعان بعد از نوح علیه السّلام. پرسید: اوّلین کسی که عمل قوم لوط را انجام داد که بود؟ حضرت فرمود: ابلیس، زیرا خود را عرضه کرد. و نیز آن
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۰۹
مرد در باره صدای کبوتر راعبیّه «۱» سؤال کرد؟ (۱) حضرت فرمود: آنان را که اهل آلات موسیقی و کنیزکان آوازهخوان و قرهنی و عود هستند، لعن و نفرین میکند.
در باره کنیه براق سؤال کرد، حضرت فرمود: کنیهاش ابو هلال است، مرد پرسید: چرا تبّع پادشاه تبّع نامیده شده است؟ حضرت فرمود: زیرا او جوانی بود نویسنده و برای پادشاه قبل از خود نویسندگی میکرد و نوشتن را با جمله
«باسم اللَّه الّذی خلق صیحا و ریحا»
(به نام خداوندی که باد و فریاد را آفرید) آغاز میکرد. پادشاه به او گفت: بنویس «به نام پادشاه رعد»، او گفت: خیر، نوشتن را فقط با نام معبود خودم آغاز میکنم، سپس خواسته تو را در نظر میگیرم، لذا خداوند این ویژگی او را شکر نمود و پادشاهی آن پادشاه را به او اعطاء کرد و مردم در این مورد تابع او شدند و لذا تبّع نامیده شد.
آن مرد سؤال کرد: چرا دم بز رو به بالا است و عورتش نمایان است؟
حضرت فرمود: زیرا آن هنگام که نوح علیه السّلام آن را به کشتی وارد کرد، از نوح علیه السّلام
______________________________
(۱)- نوعی کبوتر که بانگ بر میآورد.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۱۰
سرپیچی نمود و آن حضرت او را به زور وارد کرد که در نتیجه دمش شکست، (۱) و گوسفند عورتش پوشیده است زیرا خود به داخل شدن به کشتی مبادرت ورزید و لذا نوح علیه السّلام بر دم و عورتش دست کشید و در نتیجه توسط دنبه مستور گردید.
آن مرد از زبان بهشتیان سؤال کرد، حضرت فرمود: زبانشان عربیّ است، از زبان اهل جهنّم سؤال کرد: حضرت فرمود: مجوسیّ «۱». و نیز سؤال کرد:
نحوه خوابیدن بر چند وجه است؟ حضرت فرمود: چهار نوع، انبیاء طاق باز میخوابند و چشمانشان نمیخوابد و در انتظار وحی پروردگارشان میباشد، مؤمن بر طرف راست رو به قبله میخوابد. پادشاهان و فرزندانشان بسمت چپ میخوابند تا آنچه میخورند بر ایشان گوارا باشد و ابلیس و برادرانش و هر دیوانه و مریضی دمر میخوابند.
سپس آن مرد نشست و دیگری برخاست و گفت: یا امیر المؤمنین در باره
______________________________
(۱)- از آیه مبارکه «ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ* قالُوا: لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» فهمیده میشود زبانشان عربی است، و همچنین از آیه شریفه «یَوْمَ یُسْحَبُونَ فِی النَّارِ عَلی وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ»!.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۱۱
چهارشنبه و شوم دانستن آن و اینکه آن کدام چهارشنبه است نظر شما چیست؟ (۱) حضرت فرمود: آن، آخرین چهارشنبه هر ماه است که محاق میباشد، در آن روز بود که قابیل برادرش هابیل را کشت، در چهارشنبه ابراهیم علیه السّلام در آتش افکنده شد، و در چهارشنبه او را در منجنیق نهادند و در چهارشنبه خداوند فرعون را غرق کرد «۱». در چهارشنبه خداوند قریه لوط را زیر و رو نمود. در چهارشنبه خداوند طوفان بر قوم عاد فرستاد، در چهارشنبه باغ (عدهای از ناسپاسان که قصّهاش در سوره قلم آمده است) تباه شد، در چهارشنبه خداوند پشه را بر نمرود مسلّط نمود. در چهارشنبه فرعون قصد جان موسی علیه السّلام کرد، در چهارشنبه سقف بر سر کفّار قومی از اقوام گذشته فرو آمد. در چهارشنبه فرعون دستور ذبح پسران را صادر کرد. در چهارشنبه بیت المقدس خراب شد، در چهارشنبه مسجد سلیمان بن داود در اصطخر فارس سوزانده شد، در
______________________________
(۱)- پس این چنین روزی باید مبارک باشد نه نحس، بنظر میرسد دشمن برای اینکه امیر المؤمنین علیه السّلام را که او عیبه (خزانه) علوم دین الهی بود مردی افسانهای جلوه دهد این مطالب را بهم بافته و بدان حضرت علیه السّلام نسبت داده است، نعوذ باللَّه من شرّ الجعالین.
(استاد غفّاری)
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۱۲
چهارشنبه یحیی بن زکریّا کشته شد، (۱) در چهارشنبه آغاز عذاب، قوم فرعون را فرا گرفت، در چهارشنبه خداوند قارون را بزمین فرو برد، در چهارشنبه ایّوب علیه السّلام خانواده و مال و فرزندش را از دست داد. در چهارشنبه یوسف به زندان برده شد، در چهارشنبه خداوند فرمود: «أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ» (ما آنان و قومشان را، همگی نابود کردیم- نمل: ۵۱). روز چهارشنبه صیحه آسمانی آنان را فرا گرفت: و نیز قوم ثمود روز چهارشنبه شتر را پی کردند، و در روز چهارشنبه بر قوم لوط باران سنگ بارید، و در روز چهارشنبه بود که سر و دندان پیامبر اکرم- صلّی اللَّه علیه و آله- شکست، و در روز چهارشنبه عمالقه تابوت را از بنی اسرائیل گرفتند. و نیز در باره ایّام و کارهایی که در آنها میتوان انجام داد، سؤال نمود. حضرت فرمود: روز شنبه، روز مکر و خدعه است و روز یک شنبه روز کاشتن و ساختن است، و روز دوشنبه روز جنگ و خونریزی است، روز سهشنبه روز مسافرت و طلب است، روز چهارشنبه روز تطیّر و بدیمنی است که مردم آن را شوم میدانند، روز پنجشنبه روز وارد شدن بر امراء
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۱۳
و برآوردن حوائج است و روز جمعه روز خواستگاری و ازدواج است.
مترجم گوید: «قسمت آخر این خبر که در مورد روز چهارشنبه است در کتاب خصال ص ۳۸۸ نیز ذکر شده است در آن کتاب، در حاشیه از علّامه مجلسی چنین نقل شده است:
صیحه مربوط به قوم صالح است و لذا با پی کردن شتر در روز چهارشنبه منافات دارد، زیرا بین این دو واقعه سه روز فاصله بود، و نیز شکستن سر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در جنگ احد اتّفاق افتاد و مشهور بین مفسّرین و مؤرّخین این است که این واقعه در روز شنبه بود، و اینها دلیل ضعف این روایت میباشد (تا این جا کلام مرحوم مجلسی تمام شد).
(ادامه کلام مترجم) و نیز باید توجّه داشت که این خبر دارای مطالبی است که بسیار مشکل میتوان آن را به امام معصوم و حجّت بالغه حقّ نسبت داد و از علائمی که در سند و متن ذکر شده چنان پیداست که خبر یا سراسر جعل است یا در آن دسّ شده و مطالبی افزوده گشته است، مثلا همان طور که در پاورقی ابتدای خبر ذکر شد، در هیچ سندی از ائمّه اطهار دیده نمیشود که وقتی از پدرشان حدیثی نقل کنند به لفظ «حدّثنا» گویند، زیرا این لفظ در مواردی به کار میرود که مجلس درس و بحثی موجود باشد و در آن مجلس استاد برای شاگردان حدیثی را نقل کند، که در چنین حالتی شاگرد میگوید:
حدّثنا …… و نیز احمد بن عامر که این احادیث را از حضرت رضا علیه السّلام نقل میکند طبق نقل خطیب بغدادی در تاریخ بغداد، ساکن سامرّاء بوده است، و نجاشیّ از پسرش عبد اللَّه روایت میکند که وی مؤذّن حضرت هادی و عسکریّ علیه السّلام بوده است و حضرت رضا علیه السّلام هم نه به بغداد رفتهاند و نه بسامرّاء، فقطّ در سفر به طوس از عراق گذشتهاند، حال این سؤال پیش میآید که این احمد بن عامر، حضرت رضا علیه السّلام را در کجا زیارت کرده، و چگونه کتابی را روایت
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۱۴
میکند که مدّعی است تمام احادیث آن را از حضرت رضا شنیده است.
در مورد متن حدیث هم باید گفت: برخی از این مطالب، زشت و منکر است مانند اینکه: اوّل کسی که ما تحت داد که بود؟! و چرا فلان جای بز پیداست، و بسیار از ساحت مقدّس حضرت امیر علیه السّلام به دور است که در زمان خلافت با آن همه مشاغل و آن همه دشمن، در مسجد کوفه بنشیند و به این سؤالات هجو و یاوه پاسخ دهد، و بنظر میرسد راوی خبر تنها نظر به بیاعتبار نمودن حضرت رضا علیه السّلام نداشته است، بلکه از ترتیب سند پیداست که قصدش این بوده که همه ائمّه را اهل این لاطائلات و بیان آنها در مجلس درس، معرّفی نماید. و ظاهرا همین نسخه احمد بن عامر باعث شده است که ابو حاتم بن حبّان در باره حضرت رضا علیه السّلام بگوید: «یروی عن آبائه العجائب کأنه کان یهمّ و یخطیء» (از پدرانش مطالب عجیبی نقل میکند، گویا اهل وهم و خطا و نسیان بوده است) و بعد چند مثالی نیز برای آن میآورد، و حافظ ابو الفضل مقدسی نیز احادیث آن حضرت را جعلی دانسته لکن ابن السّمعانیّ گوید: «و الخلل فی روایاته عن رواته، فإنّه ما روی عنه إلّا متروک، و المشهور من روایته، الصّحیفه، و راویها مطعون فیه و کان الرّضا من أهل العلم و الفضل مع شرف النسب» (خلل در روایات او از ناحیه روات او است، زیرا افراد متروک الحدیث از او حدیث نقل کردهاند، و روایت مشهور او همان صحیفه است که راوی آن مورد طعن واقع شده و ضعیف است و إلّا خود (حضرت) رضا از اهل علم و فضل بوده، و نسبی شریف داشته است) و لذا آنچه در این کتاب از آن صحیفه (یعنی نسخه احمد بن عامر) آمده باشد باید کاملا در آن دقّت شود که آیا واقعا حدیث امام معصوم است یا کذب و افتراء بر آن حضرت، و نیز از جمله مطالب ناصواب این خبر میتوان به این نکته اشاره کرد که در متن خبر، اوّلین شاعری که در روی زمین شعر گفته، آدم ابو البشر ذکر میشود و شعرش را به
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۱۵
عربی میآورد، ولی در سؤالی که از عدد و نام انبیاء عرب میشود حضرت آدم را عرب نمیداند و فی الجمله آنچه ذکر شد از باب نمونه بود. و نقل شیخ صدوق- رضوان اللَّه علیه- هم نمیتواند مصحّح غلط باشد، و شاید چون خبر دارای مطالب صحیحی هم بوده، از این رو، آن را روایت کرده است. و راوی خبر یعنی احمد بن عامر را مؤذّن امام هادی و عسکریّ دانستهاند، اگر این مطلب صحیح باشد، با توجّه به اینکه امام هادی و عسکریّ علیهما السّلام در سامرّاء تحت نظر بودهاند و مؤذّنین را دولت تعیین میکرد، علی القاعده این احمد بن عامر باید مأمور دستگاه حکومت و عامیّ مذهب بوده باشد. (استفاده از استاد غفّاری).
(۱) ۲- احمد بن عامر طائیّ گوید: از حضرت رضا علیه السّلام شنیدم که حضرت میفرمود: روز چهارشنبه روز نحوست و بد یمنی دائمی است، هر کس در آن رو حجامت کند خوف آن میرود که محلّ حجامت کبود شود، و هر کس در آن روز نوره بکشد خوف آن میرود که به بیماری پیسی دچار گردد.
برگرفته از کتاب عیون اخبار الرضا نوشته: شیخ صدوق ترجمه: حمیدرضا مستفید، علیاکبر غفاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *