احادیث و سخنان

احادیث تفسیری امام رضا سوره زخرف

متن حدیث
سوره الزخرف ( ۴۳ ) ۱- علیّ بن إبراهیم قال : حدّثنی أبی عن علیّ بن أسباط قال : حملت متاعاً إلی مکّه فکسد علی فجئت إلی المدینه فدخلت علی أبی الحسن الرضا علیه السلام فقلت : جعلت فداک إنّی قد حملت متاعاً إلی مکّه فکسد علیّ ، و قدأردت مصر فأرکب بحراً أو برّاً ؟ فقال : بمصر الحتوف و تفیض إلیها و هم أقصر الناس أعماراً ، قال رسول الله صلّی الله علیه و آله : لاتغسلوا رؤوسکم بطینها ، و لاتشربوا فی فخارها ، فإنّه یورث الذلّه و یذهب بالغیره . ثمّ قال : لا ، علیک أن تأتی مسجد رسول الله صلّی الله علیه و آله ، و تصلّی رکعتین ، و تستخیر الله مائه مرّه و مرّه فإذا عزمت علی شی ء و رکبت البحر او إذا استویت علی راحلتک فقل : ( سبحان الّذی سخّر لنا هذا و ماکّنا له مقرنین*و إنّا إلی ربّنا لمنقلبون ) فإنّه مارکب أحد ظهراً ، فقال : هذا و سقط إلّا لم یصبه کسر و لاوثی ، و لاوهن ، و إن رکبت بحراً فقل حین ترکب : ( بسم الله مَجراها و مرساها ) فإذا ضربت بک الأمواج فأتّک علی یسارک و أشر إلی الموج بیدک ، و قل : اسکن بسکینه الله ، و قرّ بقرار الله ، و لاحول و لاقوّه إلّا بالله . قال علیّ بن أسباط : قدرکبت البحر فکان إذا هاج الموج ، قلت کما أمرنی أبوالحسن ، فیتنفّس الموج و لایصیبنا منه شی ء ، فقلت : جعلت فداک و
ما السکینه ؟ قال : ریح من الجنّه لها وجه کوجه الإنسان طیّبه ، کانت مع الأنبیاء و تکون مع المؤمنین . ۲- الصفار قال : حدّثنا عباد بن سلیمه عن سعید بن سعد عن صفوان بن یحیی عن أبی الحسن الرضا علیه السلام فی قول الله تعالی ( و إنّه لذکر لک و لقومک و سوف تسئلون ) قال : نحن هم .
سوره زخرف ( ۴۲ ) ۱- علی بن ابراهیم از پدرش ، از علی بن اسباط روایت کرده است که گفت : کالایی را به مکه بردم اما بازارم کساد شد و به مدینه آمدم و خدمت ابوالحسن الرضا (ع) رسیدم و عرض کردم : قربانت گردم ، کالایی را به مکه بردم اما به فروش نرسید و حالا می خواهم به مصر بروم ، آیا از طریق دریا بروم یا خشکی ؟ فرمود : مصر سرزمین مرگ خیزی است ، و تو به جایی می روی که مردمش از همه مردمان دیگر کمتر عمر می کنند . رسول خدا (ص) فرمود : با گِل مصر سر خود را نشویید ، و در کوزه های آن آب نخورید؛ زیرا ، خواری می آورد و غیرت را می برد . سپس فرمود : نه ، به مسجد رسول خدا (ص) برو و دو رکعت نماز بخون و صد و یک بار از خداوند طلب خیر کن و آن گاه چون آهنگ سفر کردی و سوار کشتی شدی یا بر اشترت نشستی بگو : ( پاک و منزّه است خدایی که این مرکب را در اختیار ما قرار داد و ما توانایی بهره
گرفتن از آن را نداشتیم و به راستی ما سوی پروردگارمان برمی گردیم ) ۱ چرا که هر کس بر مرکبی سوار شود و این آیه را بخواند و از مرکب بیفتد دچار شکستگی و آسیب دیدگی نشود . و اگر سوار کشتی شدی ، چون وارد دریا شدی بگو : ( به نام خداوند در وقت راندنش و در وقت بازداشتنش ) ۲ و هرگاه دستخوش موجی شدی به طرف چپ بدن خود تکیه بده و با دستت به موج اشاره کن و بگو : ساکن شو به آرامش از سوی خداوند ، قرار بگیر به قرار از سوی خداوند ، و هیچ قدرتی جز حول و قوّه الهی نیست ) . علی بن اسباط گوید : سوار کشتی شدم ، و هرگاه موج بر می خاست ، جمله ای را که ابوالحسن فرموده بود ، می گفتم ، موج آرام می گرفت و چیزی از آن به ما نمی خورد . عرض کردم : قربانت گردم ، سکینه چیست ؟ فرمود : باد خوشی است که از بهشت می وزد و چهره ای چون چهره انسان دارد ، این باد با انبیاء بوده و با مؤمنان نیز هست۳ . ۲- صفّار از عباس بن سلیمان ، از سعد بن سعد ، از صفوان بن یحیی ، از ابوالحسن الرضا (ع) روایت کرده است که آن حضرت درباره این سخن خدای تعالی ( و به راستی آن ذکری برای تو و برای قوم توست و به زودی درباره آن از شما سوال می شود ) ۴ ، فرمود : ما هستیم آن قومِ ( رسول خدا ) ۵ .
منبع حدیث
۱- زخرف / ۱۳ – ۱۴ . ۲- هود /۴۱ . ۳- تفسیر قمّی ۲/ ۲۸۲ . ۴- زخرف /۴۴ . ۵- بصائر الدرجات ۵۷ .
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *