احادیث تفسیری

دیدگاه امام رضا (ع) – توانمندی معصوم بر استنطاق قرآن

قرآن مانند انسان بسیار خردمندی است که اسرار گونه گونی را در درون دارد و آن ها را تنها برای خواصی از یاران رازدارش
آشکار می کند و با مردم تنها درباره ی بعضی از مسائل سودبخش به حال آنان سخن می گوید و مردم نیز به همان اندازه که سخن
گفته است ، بهره مند می شوند؛ در حالی که از باطن وی غافلند و نمی دانند که در گنجینه ی سینه او چیست ؛ ولی اصحاب سر می
دانند که وی حامل اسراری است . از این رو پی در پی از او می پرسند تا آن چه را در باطن دارد، آشکار کند و ضمیر را از غیب به
سوی شهادت بیرون آورد یا یارانش را به سمت باطنش ره بنماید و آنان را از ظاهر به باطن سیر دهد و از عالم شهادت به عالم غیب
بالا برد، تا آن که بر نهان ضمیرش آگاهی یابند . آنگاه با کمک گرفتن از آگاهی های پیشین سؤ الات دیگری را بازگو می کنند
و آن معلومات را نردبانی برای رسیدن به مجهولات قرار می دهند و هم چنان به این سیر ادامه می دهند تا باطن آن را چون ظاهرش
و سیرتش را مانند صورتش و قلبش را چون قالبش و تاءویلش را مانند تفسیرش و متشابهش را مثل محکمش و غیبش را نظیر
شهادتش بشناسند . تفاوت بنیادین فهم قرآن به وسیله ی تدبر در آن و نیز فهم آن به واسطه ی استنطاق در این نکته نهفته است .
چون متدبری که توان به سخن در آوردن را ندارد، چون تشنه ای است که فقط قدرت استفاده از آب چشمه ی جاری بر روی زمین
را دارد، ولی توان دستیابی به سایر آب های زیر زمینی را ندارد؛ بر خلاف پرسشگر که مانند تشنه ای است که به خزینه های آبی
زمین آگاه است و از طریق آگاه است و از طریق حفر آن ، آب زیر زمینی را بر روی زمین آورده ، آب راکد را جاری می سازد و
موجودات زنده ی زمین را با آن سیراب می کند . از آنجا که میان ظاهر جاری و باطن پنهان پیوند کاملی هست ، متدبری که
قدرت پرسش گری ندارد، به فکر خودش نمی تواند بسنده کند و از پرسش گر و استنباط کننده ی توانمند روی گرداند و از او
بهره نبرد، چنان که بعدا روشن خواهد شد . ریشه تفاوت در آن است که قرآن مجید مردم را به تدبر در خود فرا می خواند و به آن
تشویق می کند، چنان که ترک تدبر را نکوهیده ، دوری از قرآن را سرزنش می کند؛ اءفلا یتدبرون القران اءم علی قلوب اءقفالها .
۲۱۶ ) از این آیه بر می آید : قلبی که از جهل و گناه و دیگر قفل ها پیراسته باشد، بر تدبر در قرآن توانمند است . گفتنی است : )
قرآن عینی و امام معصوم علیه السلام از قرآن علمی و نیز قرآن عملی از ایشان جدا نیست . امیر المؤ منین علیه السلام می فرماید :
قرآن با مردم سخن نمی گوید و مردم نیز قدرت سخنگویی با او را ندارند؛ تنها کسی که بر این امر قدرت دارد و قرآن نیز با او
سخن می گوید، همان امام معصوم علیه السلام است ؛ خداوند، هنگامی رسول خدا را برای هدایت مردم فرستاد که از حضور
پیامبران زمان زیادی گذشته بود و ملت های جهان به خواب طولانی فرو رفته بودند و تار و پود حقایق از هم گسسته بود، محتوای
رسالت او برای مردم تصدیق کتاب های آسمانی پیش بود و نوری که باید از آن پیروی کنند، همان نور قرآن است . پس ، آن را
به سخن آرید، گر چه هرگز با زبان عادی سخن نمی گوید؛ اما من از سوی شما را آگاه می سازم : بدانید در قرآن علوم آینده و
اخبار گذشته ، داروی بیماری ها و نظم و حیات اجتماعی شما بیان شده است ؛ اءرسله صلی الله علیه و آله و سلم علی حین فتره من
صفحه ۵۲ از ۱۲۶
الرسل ، و طول هجعۀ من الاءمم و انتقاض من المبرم ، فجاءهم بتصدیق الذی بین یدیه ، والنور المقتدی به . ذلک القرآن فاستنطقوه
و لن ینطق ، و لکن اءخبرکم عنه : اءلا ان فیه علم ما یاءتی ، و الحدیث عن الماضی و دواء دائکم و نظم ما بینکم . ( ۲۱۷ ) ظهور
کلام حضرت علیه السلام در این است که قرآن مقتدای نورانی است و تاریکی در آن راه ندارد، ولی به جهت شدت نورانیت و
اشراقش ، انسان ها توان نظر کردن کامل در آن را ندارند، مگر انسان کامل معصوم علیه السلام که میان او و خداوند سبحان عود
نوری وجود دارد .
برگرفته از کتاب قرآن کریم از منظر امام رضا علیه السلام نوشته: آیت الله العظمی جوادی آملی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *