احادیث تفسیری

دیدگاه امام رضا (ع) – تفاوت جهل و گناه در منع از شناخت قرآن

شاید میان جهل و گناه این تفاوت باشد که جهل مانع شناخت است و گناه مانع اعتراف ؛ جهل پرده ی تعلیم و یاد گیری است و
گناه پرده ی تزکیه و پاکسازی ؛ جهل در قلب را به روی حکمت می بندد و گناه در آن را به روی موعظه قفل کرده ، آن را به
غفلت فرا می خواند . بدین سان یکی جهل به عقل نظری و دیگری گناه به عقل عملی مربوط می شود؛ با توجه به این که هر دوی
آن ها در موارد گوناگون ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و از آن جا که قرآن از طرق گوناگون ارتباط ظریفی نیز میان این راه
های مختلف هست ، یعنی حکمت و موعظه ی حسنه و مجادله ی نیکو مردم را به راه خداوند دعوت می کند، هر یک از این راه ها
شرطی دارد که سبب تحقق آن می شود و نیز مانعی دارد که تحقق آن را منتفی می سازد . پس جهل سخت ترین مانع در برابر علم
و حکمت نظری است و گناه ضخیم ترین حجاب در مقابل موعظه و حکمت عقلی است . چنان که تعصب جاهلی ، دین را نابود
می سازد و به شدت از جدال احسن باز می دارد؛ همان گونه که ناشنوایی مانع شنیدن ندای وحی و نابینایی ، پرده ای برای نگاه
کردن در قرآن و نیز گنگ بودن ، مانع خواندن آن است ، چنان که سنگینی سینه و تاریکی قلب و خاموشی نفس نیز مانع و پرده ی
اعتراف ، و از موعظه پذیری و تزکیه و امثال آن ، از اهداف عالی رسالت ، باز دارنده است . سخن حضرت رضا علیه السلام به این
مطلب اشاره دارد : لیکن مردم شوریده عقل گردیدند و از آنجا که نمی دانستند، نسبت به حق کر و کور شدند؛ و لکن القوم تاهو
و عموا و صموا عن الحق من حیث لایعلمون ؛ و این است فرموده ی خدای بزرگ : و من کان فی هذه اءعمی فهو فی الاخره اءعمی
و اءضل سبیلا ( ۱۸۸ ) یعنی نسبت به حقایق موجود نابیناست ؛ و ذلک قوله عز و جل : و من کان فی هذه . . . یعنی اءعمی عن
الحقایق الموجوده . . . . مردم در این زمینه اختلاف داشتند، به گونه ای که متحیر و سرگردان شدند و باری نجات از تاریکی به
تاریکی پناه آوردند؛ بدین گونه که خداوند را با صفات خودشان وصف کردند و بیش از پیش از حق دور شدند، ولی اگر خدای
بزرگ را به صفات ویژه ی خودش و مخلوقات را به صفات خودشان می ستودند، قطعا با فهم بیش تر و یقین فزون تر سخن می
صفحه ۴۷ از ۱۲۶
گفتند و اختلاف پدید نمی آمد، ولی چون اسباب سرگردانی خود را خواستند، درمانده شدند، با آن که خداوند هر که را بخواهد
به راه راست هدایت می کند؛ و انما اختلف الناس فی هذا الباب حتی تا هوا و تحیروا و طلبوا الخلاص من الظلمۀ بالظلمۀ فی وصفهم
الله بصفۀ اءنفسهم ، فازدادوا من الحق بعدا؛ و لو وصفوا الله عز و جل بسفاته و وصفوا المخلوقین بصفاتهم لنالوا بالفهم و الیقین و لما
اختلفوا، فلما طلبوا من ذلک ما تحیروا فیه ارتبکوا و الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم . ( ۱۸۹ ) از این بیان شریف حضرت بر می
آید : چنان که گوش و چشم و حواس ظاهری دچار نابینایی و ناشنوایی و تحیر می گردند، قلب و بصیرت و دیگر مشاعر باطنی نیز
گرفتار این عوارض می شوند و نادانی به تحیر و دوری از حق در شناخت خداوند می انجامد؛ خداوندی که موجود مطلق و به دنیا
و آخرت محیط است و بی مانند و فاقد شریک و نیز بدون دومی است ؛ بدین معنا که او را استواری داده ، یاری اش رساند و
نگهداری اش کند . چون جهان هستی نیازمند کسی است که آن را استوار سازد و نگه دارد؛ ولی آفریدگار غنی محض هیچ نیازی
ندارد . غرض از آن که ، برای شناخت قرآن از غیب سخن می گوید، شرطی وجود دارد و نیز مانعی که از شناخت جلوگیری می
کند و انسان های جاهل با اخلال در شرط شناخت ، سرگردان و نابینا و ناشنوا می گردند؛ لیکن اگر شرایط را فراهم آورند، قطعا به
فهم و یقین می رسند . سخن حضرت رضا علیه السلام فواید بسیاری را در بر دارد که در مباحث آینده به آن اشاره می شود؛ ان
شاءالله . تقوا شرط گشوده شدن درهای روزی عینی و علمی از محتوای فرمایش حضرت رضا علیه السلام و قرآن استفاده می شود
که نزول برکات عینی و علمی در گرو تقوا و خالص ساختن عمل برای خداوند است و با گناه و رو برگرداندن از ذکر و یاد خدا،
برکات نیست می شود . پس ، همان گونه که تقوا شرط باز شدن درهای رزق عینی است ؛ و لو اءن اءهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا
علیهم برکات من السماء و الاءرض و لکن کذبوا فاءخذناهم بما کانوا یکسبون ( ۱۹۰ )، شرط گشوده شدن درهای رزق علمی نیز
است ؛ ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا . . . . ( ۱۹۱ ) نیز تکذیب و طغیان ، مانع باز شدن درهای غیر رزق عینی است ؛ و لکن کذبوا
فاءخذناهم بما کانوا یکسبون ( ۱۹۲ ) همچنین مانع باز شدن درهای رزق علمی است که مهم ترین و سودمندترین آن شناخت قرآن
است ؛ ساءصرف عن ایاتی الذین یتکبرون فی الاءرض بغیر الحق و ان یروا کل ایۀ لا یؤ منوا بها و ان یروا سبیل الرشد لا یتخذوه
سبیلا و ان یروا سبیل الغی یتخذوه سبیلا ذلک باءنهم کذبوا بایاتنا و کانوا عنها غافلین ( ۱۹۳ ) و صرف الله قلوبهم باءنهم قوم لا
یفقهون . ( ۱۹۴ ) این همان قفل قلب است که مانع تدبر در قرآن می شود . حضرت رضا علیه السلام برای بیان این که منصب امامت
از طریق نصب و تعیین است ، نه از روی اختیار و وکالت به این فرموده ی خداوند استدلال می فرمایند : اءفلا یتدبرون القران اءم
علی قلوب اءقفالها . ( ۱۹۵ ) زیرا ظهور آیه در این است که قلب دارای قفلی است که از درک حق و شناخت قرآن جلوگیری می
کند . شاید از این آیه ی کریمه نیز چنین استفاده شود که محرومیت از رزق علمی مربوط به قفل و بستگی قلب است ، نه این که
در رحمت الاهی بسته باشد . چون این در همواره باز است و همیشه فیض علمی چون فیض عینی از آن فرود می آید . پس تفاوت
از ناحیه ی گیرنده ی فیض است ، نه فیض رسان . زیرا خداوند دائم الفیض بر مردمان است ؛ هر چند گناهکار قلب بسته از آن
محروم است . چنین گناهکاری به میزان علمی خود شادمان است و گمان می برد که درست عمل می کند، ولی در حقیقت در
حجابی به سر می برد که از آن بی خبر است و این حجاب با سوء اختیار خود دریافت کننده ی فیض پدید آمده است ؛ بیان این
مطلب در آینده می آید .
برگرفته از کتاب قرآن کریم از منظر امام رضا علیه السلام نوشته: آیت الله العظمی جوادی آملی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *